پروانه روي كله قوباغه نشسته است

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 12:31 توسط رضا بهرامی |

 

روزه بالاجبار،

آب، بسیار

و قحط تشنگی.

زنده ناگزیر از زندگی است.

 

دریغا فراموشی فریضه به لحظه ای تر کردن گلو.

افطار.

 

 

+ نوشته شده در شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 1:16 توسط رضا بهرامی |

 

زنده ناگزير از زندگي است.

امروز دوم ارديبهشت است.

من حدود چند ميليارد سلول بي نام هستم. چند ميليارد سلول چسبيده به هم.

دستم همچنان فرمانم ميبرد.پايم هم همينطور.

امروز چهارشنبه است.

آميب سلولهاي كمي دارد.ولي اسم دارد. اسمش آميب است.

اسم باعث وحدت جاندار در يك هيئت يكپارچه ميشود.

به تمام چندصد هزار ميليارد سلولي كه در اقيانوس غوطه ميخورد ميگويند نهنگ.

چيزهاي زيادي عوض شده است.

نام خوشايند است.

از كلاغها بدم ميايد. و از مجري توپولوي عينكي شبكه سه.

از رنگ سبز. از كاج.سرو.

از عطر.كيف زنانه.مانتو.

و خودم.

زنده ناگزير از زندگي است.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:50 توسط رضا بهرامی |