خودت را که از جهان مخفی میکنی

تمام خوبی ها و اتفاقات و خاطره ها و توانایی ها و مهربانی ها و مهارتها و خلاقیتها و قشنگی هایی که هستی را از جهان دریغ کرده ای؟

یا تمام جهانی که هست را از خودت؟ 

تو بدون جهان حتی خودت هم نیستی.

بدون جهان، تو حتی نامی هم برای نامیدن نخواهی داشت.

چه لزومی دارد کسی برای خودش اسم بگذارد و خودش را به نام صدا بزند، وقتی کسی نیست که او را صدا بزند.

جهان بدون تو اما همچنان جهان است.

پر از واژه هایی که بی تو یا با تو، برای نامیدن خوبی ها و اتفاقات و خاطره ها و توانایی ها و مهربانی ها و مهارتها و خلاقیتها و قشنگی ها در آن زندگی میکنند.

خودت را که از جهان دریغ میکنی،

چه چیزی را از جهان دریغ میکنی؟


+ نوشته شده در یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ساعت 6:28 توسط رضا بهرامی |